نظر بهداد:
لزوما شکستن شیشه ی تنهایی آدما، اتفاق ناخوشایندی نیست چه بسا امواج آزاد شده ی آن شیشه تارهای شادی دلی را بلرزاند و سبب خیر شود...
فی المجموع خوشحالم در این میان هنوز خون عشق در قلم ها جاریست و موجوداتی هنوز در این دنیا نفس میکشند که لحظه ای همصحبتی با آنان بر آدمی میافزاید...
حال این عیش دوچندان گردد اگر ایشان مصطفی باشد، و یا ایرانژاد و یا حتی... علیرضای احمدی عزیز خودمان...
دیر زی، شاد زی
برادر کوچک ات
بهداد
پاسخ من:
باید اعتراف کنم که به نظر میاد حق با تو باشه ، لزوماً آدما نباید تا آخر تنها بمونند و شیشه تنهایی شون نشکنه
ولی تا موقعی که آدم تنهاست دوست داره این تنهایی بمونه، تنهایی برای من یه جور قداست داره
اگر منظورت از آدمایی که لحظه بودنشان بر آدمی میافزاید منم ، باید بگم لطف داری و خودتم میدونی و منم میدونم که اینقد شایسته لطف نیستم.
در هر صورت باید بگم حداقل به خاطر لحظاتی که درهایی از باغ اندیشه رو باز کردی و اجازه دادی از دید تو به مسائل نگاه کنم که شاید پیش از اون اینجوری بهشون نگاه نکرده بودم ، آثار این نگرش روی بعضی از نگرش های من تاثیر گذاشته و... به تو مدیونم و ازت ممنونم.
ولی هرچی که هست ،آواز هایی که با هم گوش کردیم از استاد و پسرش تا هنرمندایی که اسمشون رو هم نشینده بودم بعضا ً ، از محترم ترین لحظات زندگی من به شمار خواهد رفت.
شاد و سالم باشی
کوچیکت علیرضا.
صحبت از پنجره ای است که گره خورده به بغض...ما را در سایت صحبت از پنجره ای است که گره خورده به بغض دنبال میکنید
برچسب: پاسخ به کامنت در اینستاگرام,پاسخ به کامنت ها در اینستاگرام,پاسخ به کامنت در,پاسخ به کامنت,پاسخ به کامنت ها در,پاسخ مسی به کامنت های ایرانی, نویسنده: بازدید: 22