الان منتظرم که ساعت 4:30 بشه و برم پادگان خضرایی
6 روز مونده از آموزشی
این 6 روز خودش دوباره اتفاقات جدید در پی داره و میدونید که من عاشق اتفاقات جدیدم ، حالا با سختیش یه جوری کنار میاییم- این 6 روز جدید هم اردوگاه ، شش روز باید در اردوگاه کوشک نصرت قم اردو بزنیم ، گرمای مهلک روز و سرمای کشنده شب رو به جون بخریم ، گرد و خاک کثیفی و خشم شب و نگهبانی شب و... جای خود...
داشتم نوشته های روز اول سربازیم رو میخوندم ، یه حس رضایت خاصی داشتم که از اون روز ها فاصله گرفتم چون واقعا اون روزها غم انگیز بود و الان خوشالم که تموم شده
گفتم بنویسم ، به این امید که 20 روز دیگه که اموزشی کامل تموم شده ، بیام اینجا و بخونم و از این که زمان هایی که باید لحظه شماری کنی تا تموم بشه ، تموم شده و خوشال باشم
ممکنه خدای نکرده ، 20 روز دیگه شرایط طوری باشه که من بگم ای کاش تموم نشده بود و اموزشی بودیم ولی الان از این که از اویل اسفند فاصله گرفته ام خیلی خوشالم.
صحبت از پنجره ای است که گره خورده به بغض...ما را در سایت صحبت از پنجره ای است که گره خورده به بغض دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56